صفات مردانه
در شعر سعدي معشوق صفات مردانه دارد در زيبايي مانند رضوان نگهبان بهشت است حسن يوسفي دارد نفسش عيسوي و صاحب يد بيضاست مانند خضر آب حيات مي بخشد داراي حلق داودي است همچون خليل بازار بتان زيباروي را مي شکند سليمان زمان و خسرو خوبان است. در ادب شرق تشبيه معشوق به مردان اسطوره که انبياء گل سر سبد آنانند از بدو پيدايش غزل مذکر رواج داشته است ابونواس پيشواي همجنسگرايان تمدن اسلامي يکي از اولين شعرايي است که بدان پرداخته
مرحبا من سمي اللـ
ـه و ادني مکانه تقريبا
و شبيه الذي تلبث في السجـ
ن سنيناً و کان براً نجيبا
نمونه اشعار سعدي را ذکر مي کنيم
ملامتگوي بي حاصل ترنج از دست نشناسد
در آن معرض که چون يوسف جمال از پرده بنمايي
دوست بدنيا و آخرت نتوانداد
صحبت يوسف به از دراهم معدود
يوسف شنيده اي که گرفتار چاه ماند
اين يوسفي است بر زنخ آورده چاه را
دگر بر وي بتم ديده بر نمي باشد
خليل من همه بتهاي آذري بشکست
سحر سخنم در همه آفاق برفته است
ليکن چه زند بايد بيضا که تو داري
فتنه سامريش در دهن شورانگيز
نفس عيسويش در لب شکر خا بود
مي حلال است کسي را که بود خانه بهشت
خاصه از دست حريفي که برضوان ماند
من نظر باز گرفتن نتوانم همه عمر
از من اي خسرو خوبان تو نظر باز مگير
